آیا درست است که در آخرالزمان به طور کلی جهان به فساد گراییده می شود و ظلم تباهی همه جا را فرا می گیرد و در آن حال، امام عصر ظهور خواهند کرد؟ و آیا اگر سرانجام و به طور طبیعی چنین فساد و طغیانی صورت گیرد، پس چرا باید به سمت اصلاح خود و جامعه حرکت کنیم؟

این تفکر ناشی از عدم شناخت مسئولیت انسانی و دینی و برداشت غلط از موضوع ظهور است؛ چرا که

اولاً؛ هیچ یک از تکالیف شرعی مانند نماز، روزه، حج، امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با فساد و مشروط به چنین شرطی نیست؛ یعنی تکلیف نماز و یا نهی از منکر تکالیفی مطلق هستند و عمل به آن ها الزامی است؛ چه موجب تسریع در ظهور شوند یا تأخیر در آن.

ثانیاً؛ آیا معقول است که ما در سراسر عمر خویش که چه بسا به ظهور هم منجر نگردد، دست روی دست بگذاریم و همه آیات و روایات را به کناری نهیم؛ به این بهانه که می خواهیم در ظهور تعجیل گردد! آیا این عذری خداپسندانه است؟

ثالثاً؛ در احادیثی که وظایف منتظران در آن مشخص گردیده، همه جا سخن از تقوا، ورع، عفاف، دوری از گناه و قرب به خداوند آمده است. چنان که امام صادق (ع) می فرمایند: "هر کس خشنود می شود که از اصحاب قائم باشد، پس باید منتظر بماند و به ورع و اخلاق نیکو عمل کند، در حالی که منتظر است. اگر چنین شخصی پیش از ظهور بمیرد، اجر او مانند کسی است که زمان ظهور را درک کرده باشد. پس (در جهت نیکی ها) بکوشید و منتظر بمانید. (این انتظار)، گوارار باد بر شما ای گروه رحمت شده."

از همه ی این ها گذشته، ما باید موضع و موقعیت خود را در زمینه ی قیام حضرت مهدی (عج) مشخص نماییم. چرا که اگر ما به گسترش فساد کمک کنیم، از کسانی خواهیم بود که انقلاب مهدی، برای در هم کوبیدن و حذف آنان صورت می پذیرد!! و اگر در صدد اصلاح جامعه باشیم، از کسانی هستیم که در زمره ی اصحاب فداکار عضویت خواهند داشت. بنابراین به فرض این که با ساکت بودن و به نظاره نشستن و یا کمک کردن به توسعه ی فساد، ظهور حضرت را پیش بیندازیم، موضع خود را به طور قطع به خطر انداخته ایم. مگر نه این است که حضرت بقیة الله برای کوتاه کردن دست فاسدان و برچیدن بساط محرمات الهی و فسادگری و اصلاح انسان ها و جوامع قیام می نماید. پس چگونه می توانیم از قیام آن بزرگوار بهره مند شویم. بدیهی است که بیان وضعیت فسادآلود و معصیت آمیز جهان در آخرالزمان، هم هشدار به جوامع انسانی است و هم علامتی خبر دهنده از نزدیکی قیام و ظهور امام زمان (عج) پس این هشدارها و پیش گویی ها وظیفه ی ما را سنگین تر می کند و ما را نسبت به عواقب شوم فساد و تباهی آگاه می سازد. در این مورد محمد بن مسلم می گوید که: "به امام باقر (ع) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟" ایشان فرمود: "هنگامی که مردان خود را شبیه زنان کنند و زنان، شبیه مردان شوند، آن گاه مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان!!". استاد مطهری هم در این زمینه می نویسد: "برداشت قشری از مردم درباره ی مهدویت و قیام مهدی موعود (عج)، این است که صرفاً ماهیت انفجاری دارد؛ فقط و فقط از گسترش و اشاعه و رواج ظلم ها، تبعیض ها، اختناق ها، حق کشی ها و تباهی ناشی می شود؛ نوعی سامان یافتن است که معلول پریشانی ها است. آن گاه که صلاح به نقطه ی صفر برسد، حق و حقیقت، هیچ طرفداری نداشته باشد، باطل یکه تاز میدان گردد، جز نیروی باطل نیرویی حکومت نکند و فرد صالحی در جهان یافت نشود، این انفجار رخ می دهد و دست غیب برای نجات حقیقت از آستین بیرون می آید. از این رو هر اصلاحی محکوم است؛ زیرا یک نقطه ی روشن است و تا در اجتماع، نقطه ای روشن باشد، دست غیب ظاهر نمی شود و به عکس هر گناه، هر فساد، ظلم، تبعیض، حق کشی و هر پلیدی به حکم این که مقدمه ی اصلاح کلی است و انفجار را قریب الوقوع می نماید رواست، و در این صورت این هدف ها هستند که وسیله های نامشروع را مشروع می کنند! پس بهترین کمک در تسریع در امر ظهور، ترویج و اشاعه ی فساد است! این جاست که گناه، هم فال است وهم تماشا، هم لذت و کام جویی است هم کمک به انقلاب مقدس نهایی. این گروه به طور طبیعی به مسلحان، مجاهدان، آمران به معروف و ناهیان از منکر، با نوعی بغض و عداوت می نگرند، زیرا آنان را از تأخیر اندازان ظهور و قیام مهدی موعود به شمار می آورند. این در حالی که آیات قرآن کریم در جهت عکس برداشت بالا را به ثبوت می رساند چرا که ظهور حضرت مهدی موعود (عج)، حلقه ای از حلقات مبارزه اهل حق علیه باطل است که به پیروزی نهایی آن منتهی می گردد. پس لذا سهیم بودن یک فرد در این سعادت، موقوف به این است که این فرد اهل ایمان و عمل صالح باشد. در عین حال ظهور حضرت مهدی موعود (عج) تحقق بخش وعده هایی است که خداوند متعال از قدیم ترین زمان ها در کتاب های آسمانی به صالحان و متقیان خود داده که زمین از آن آنان است و پایان تنها به متقیان تعلق دارد." استاد مطهری در فراز دیگری از مطالب خود می نویسد: "حدیث معروف «یملاء الله به الارض قسطاً و عدلاً بعد ما ملئت ظلماً و جوراً» نیز شاهد مدعای ما است، نه بر مدعای آن گروه. دراین حدیث نیز تکیه بر روی ظلم شده است و سخن از گروه ظالم است که مستلزم وجود گروه مظلوم می باشد و چنین می رساند که قیام حضرت مهدی (عج) برای حمایت از مظلومانی است که استحقاق حمایت دارند. در روایات دیگر اسلامی هم سخن از گروهی زبده ای است که به محض ظهور حضرتش به ایشان ملحق می شوند. بدیهی است که این گروه ابتدا به ساکن خلق نمی شوند و در عین اشاعه و رواج ظلم و فساد زمینه هایی عاری از ظلم و جور نیز وجود دارد که چنین گروه زبده ای را پرورش می دهد. این خود می رساند که در آن زمان نه تنها حق و حقیقت به صفر نرسیده، بلکه اگر به فرض، اصل حق هم از نظر کمیت، قابل توجه نباشد، از نظر کیفیت ارزنده ترین اهل ایمان را در بر دارد که در ردیف یاران سیدالشهدا" می باشند.



منابع این نوشتار محفوظ است