سخن گفتن درباره ویژگی های اخلاقی حضرت رسول اکرم (ص) بسیار دشوار است چرا که زبان از گفتن آن قاصر و قلم از بیان آن عاجز می ماند. اما از باب نمونه ذره ای از اقیانوس بی کران فضایل آن حضرت (ص) را بر می داریم تا الگو و ره گشای انسان های امروزی گردد. پیامبر رحمة للعالمین برای تکمیل مکارم اخلاق "انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق" بر زمین نازل شد تا با رفتارش، بزرگی روح انسان را ثابت نماید و با سکوتش حکمت و حیا را فریاد زند؛ با کلامش یگانگی حق را متذکر شود و با تواضعش از خود گذشتگی و بزرگ منشی را. این همان کسی است که در امانت داری سرآمد دیگران بود و در راست گویی امین مردم عرب، در نیک سیرتی بدون رقیب ماند و در عفت کلام سرمشق همه ی اهل خوب و بد. یکی از شاخصه های پر اهمیت در زندگی ایشان اخلاق نیک و کلام دل آویز و پر جاذبه آن حضرت (ص) بود که در پیشرفت اسلام نیز نقش به سزایی داشت چنان که در قرآن مجید، می خوانیم "فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم فی الامر" "ای رسول ما! به خاطر لطف و رحمتی که از جانب خداوند، شامل حال تو گردیده، با مردم مهربان گشته ای، و اگر خشن و سنگ دل بودی، مردم از دورت پراکنده می شدند، پس آن ها را ببخش، و برای آن ها طلب آمرزش کن، و در کارها با آن ها مشورت نما." از این آیه می توان فهمید که ١- نرمش و اخلاق نیک، یک هدیه الهی است و کسانی که این خصلت را ندارند، از این موهبت الهی محروم اند. ۲- افراد سنگ دل و سخت گیر نمی توانند مردم داری نموده و به جذب نیروهای انسانی بپردازند. ۳- رهبری و مدیریت صحیح با مهر و عطوفت هم راه است پس باید در حفظ آن کوشید. ۴- باید دست شکست خوردگان و گنه کاران شرمنده را گرفت و به سوی راه صحیح دعوت کرد. ۵- مشورت با مردم از خصلت های نیک و پسندیده است که موجب انسجام کارها می گردد. حال در این رابطه چند داستان را ذکر می نماییم.

١. دانشمند یهودی در مکه

هنگامی که پیامبر (ص) دیده به جهان گشود یکی از سران یهودی نزد بزرگان قریش آمد و با تعجب گفت: آیا امشب در میان شما کودکی به دنیا آمده؟ و آن ها پاسخ دادند: نه. یهودی گفت: پس او در فلسطین به دنیا آمده که نامش احمد است و از نشانه هایش این که خالی به رنگ ابریشم خاکستری در بین شانه هایش دارد. قریشیان متفرق شدند و به جست و جو پرداختند و دریافتند که در خانه ی عبدالله بن  عبد المطلب یک چنین کودکی به دنیا آمده است. پس کودک را از مادرش آمنه گرفتند و به نزد دانشمند کلیمی بردند. آن مرد با نگاه کردن به او بی هوش شد و پس از مدتی که حالش بهتر شد حاضران از او پرسیدند: چرا حالت دگرگون شد؟ که او در پاسخ گفت: مقام نبوت تا روز قیامت از بنی اسرائیل بیرون رفت. سوگند به خدا این کودک همان پیامبری است که ظهورش وعده داده شده بود. بنی قریش از این مژده شادمان شدند. بعد یهودی به آن ها گفت: سوگند به خدا، این نوزاد آن چنان آبرویی به شما می بخشد که عظمت شما در همه جای دنیا به سر زبان ها می افتد.

۲. وفای به عهد

محمد (ص) قبل از آن که به مقام رسالت برسد گله داری می کرد. عمار یاسر نیز یکی از چوپانان آن زمان بود که با حضرت (ص) قرار گذاشت تا یک روز گوسفندان خود را به علف زار فخ برده و در آن جا چرا دهند. پیامبر (ص) در موعد مقرر بر سر قرار حاضر شد ولی عمار دیرتر آمد و با کمال تعجب دید که محمد (ص) جلوی گوسفندان خود را گرفته و از چریدن باز می دارد. عمار از او پرسید: چرا این کار را می کنی؟ که آن حضرت جواب داد: من با تو وعده کردم که با هم گوسفندان را به علف زار بیاوریم از این رو خوب ندانستم که حیواناتم زودتر از تو در علف زار بچرند.

۳. احترام به ارزش ها

محمد (ص) در دوران شیرخوارگی، نزد حلیمه سعدیه رشد کرد که خود چند پسر و دختر داشت و این کودکان برادران و خواهران رضاعی (همشیر و همشیره) آن حضرت محسوب می شدند. پیامبر (ص) پس از آن که به مقام رسالت رسید روزی خواهر رضاعیش را در مدینه دید و از این موضوع بسیار خوشحال شد؛ لذا قبای خود را بر زمین گسترانید و برای نشستن از او دعوت کرد، سپس با نیک رویی با او سخن گفت و احوال نزدیکان را پرسید. تا هنگامی که همشیره اش نشسته بود به وی احترام نمود تا این که او برخاست و رفت. بعد از آن برادر رضاعی اش پیامبر (ص) را دید. آن حضرت با او نیز مدتی صحبت کردند ولی رفتارشان با خوا هرشان گرم تر بود. شخصی که شاهد این گفتگوها بود از آن حضرت (ص) سؤال کرد: با این که برادر رضاعی شما مرد بود به او مانند خواهر رضاعیت خوش رفتاری نکردید؟ که پیامبر (ص) در جواب آن مرد فرمود: "پاسخ لانها کانت اَبَر بّوالدیها منه". زیرا خواهرم با پدر و مادرش خوش رفتاری می کرد ولی برادرم این گونه نبود.

      



منابع این نوشتار محفوظ است.