محبت و علاقه حضرت زینب (س) به امام حسین (ع) از همان دوران کودکى به قدرى سرشار بود که نمى توان آن را وصف نمود. علامه جزایرى در کتاب "الخصائص الزینبیه" مى نویسد: وقتى که حضرت زینب (س) شیر خواه و در گهواره بود، هرگاه برادرش حسین (ع) از نظر او غایب مى گشت، گریه مى کرد و بى قرارى مى نمود. هنگامى که دیده اش به جمال دل آراى برادر مى افتاد، خوشحال و خندان مى شد. در سنین بالاتر، هنگام نماز قبل از اقامه، نخست به چهره حسین (ع) می نگریست و بعد نماز مى خواند." او همواره مى خواست در کنار برادرش حسین (ع) باشد، رخسار زیباى وی را بنگرد و با او انس و الفت داشته باشد. این عشق عجیب و سرشار از مهر و خلوص، موجب تعجب حضرت زهرا (س) گشت. مادر راز آن را نمى دانست پس این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و پرسید: "پدرجان! از محبت میان زینب (س) و حسین (ع) شگفت زده شده ام به طورى که زینب (س) لحظه اى بدون دیدار برادرش، هیچ آرام و قراری ندارد. اگر ساعتى بوى حسین (ع) را استشمام نکند جانش به لب مى رسد." پیامبر اکرم (ص) با شنیدن این سخن، دگرگون شدند؛ اشک از چشمان مبارکش سرازیر گشت و آهى از سینه ی پر سوزش برکشید. سپس خطاب به دخترش زهرا (س) فرمود: "اى نور چشمم! این دختر همراه حسین (ع) به کربلا مى رود، در رنج ها و سختی هاى او هم شریک خواهد بود." حضرت زینب (س) در روز عاشورا محمد و عون، دو نوجوانش را نزد حسین (ع) آورد و عرض کرد: "جدم ابراهیم خلیل (ع) از درگاه خدا قربانى را قبول فرمود؛ تو نیز این قربانى را از من بپذیر؛ اگر چنین نبود که جهاد و جنگ براى زنان روا نیست، در هر لحظه هزار جان فداى جانان مى کردم و هر ساعت هزار شهادت را مى طلبیدم.

بر اساس گفته ی برخی از مورخان، درجه ی محبت زینب (س) به امام حسین (ع) به گونه اى بود که هر روز چند بار به دیدار ایشان مى رفت و سپس نماز مى خواند.




منابع این نوشتار محفوظ است.